تبليغاتX
 برادرزاده های گلم خوش اومدین .......

حکایت پسر بی ذوق پادشاه!

سلام به برادرزاده های عمو

گلهای باغ زندگیم ,ببخشید که مدت زیادی اپ نشدم امیدوارم منن و ببخشین.

حکایت ایندفعه هم واسه همون ولایت غربت هستش و باز هم موضوع عشق و عاشقی یک پسر اشراف زادست.امیدوارم که براتون اموزنده باشه.

یکی بود یکی نبود.غیر از خدا هیچ کس نبود.

آورده اند که روزی روزگاری در آن ایام قدیم,پسر پادشاه ولایت غربت مریض شد و در بستر افتاد. پادشاه گفت جارچیان در تمامی ولایات جار بزنند که اگر حکیمی بتواند درد ژسرش را علاج کند,به اندازه وزنش به او طلا و نقره می دهیم.

همه طبیبان از اطراف و اکناف آمدند به ولایت غربت,ولی هیچ کس .......

 

 

ادامه داستان و میتونیید در ادامه مطلب بخونین

 

 

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط آرش در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 22:30 موضوع | لینک ثابت


حکایت پادشاه و مادر بزرگش

سلام به برادرزاده های گلم

این قصه ای رو که امروز می خوام براتون بگم یه قصه واقعیه که در ولایت غربت و جابلقا اتفاق افتاده پس مراقب باشید که شما هم به این بلا مبتلا نشید!!!

یکی بود یکی نبود . غیر از خدا هیچکس نبود...

ای برادرزاده ها. یک پسر پادشاهی بود در ولایت غربت.یک روز که داشت از کنگره قصر بیرون را تماشا می کرد کنار جوی آب دختری را دید مثل پنجه آفتاب که داشت رخت می شست پسر پادشاه یک دل نه صد دل عاشق او شد.

پسر پادشاه گفت:"ای دختر بدان که من یک آدم رهگذری هستم و پدرم یک گدایی است در ولایت جابلقا و حالا من برتو عاشق شده ام.بیا برویم عروسی کنیم."دختر گفت:"............

بقیه داستان رو تو ادامه مطلب بخونید

مژده مژده..... پیک موتوری عمو با کادری مجرب برای تربیت بجه های بی تربیت افتتاح شد .......


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 20:10 موضوع | لینک ثابت


خوش امدگویی.......

سلام به همه قند عسلای عمو .....

 

به اطلاع میرساند بزودی دراین مکان پست جدیدی جهت کنترل مسواک زدن وشب بخیر گفتن کودکان زیر ۷۰ سال افتتاح میگردد..................

درصورت تمایل عمو آرش و یاری کنین

 

 


 

نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 21:29 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting